" من؛ سيداحسان قاضيزاده ، مديركل مطبوعات داخلي"
بنفشه سامگيس – بهمن ۱۳۸۸ - ( این یادداشت ممنوع از چاپ شده است )
13 بهمنماه كه خبر ابلاغ حكم «احسان قاضيزاده» به عنوان مديركل مطبوعات داخلي وزارت ارشاد روي خروجي خبرگزاريها قرار گرفت و وزير ارشاد، در ابلاغيه انتصاب قاضيزاده، بر اينكه وي گزينه پيشنهادي معاون مطبوعاتي دولت دهم- محمدعلي رامين- بوده تاكيد كرد، اين حتم به يقين تبديل شد كه معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد دولت دهم، كمر به تحقير روزنامهنگاري و روزنامهنگاران- از هر طيف و با هر گرايش جناحي- بسته است. پيشينه احسان قاضيزاده در خبر منتشرشده اعلام ميكند وي متولد سال 1355 است و از سال 80، هشت سال قبل، حضور در عرصه مديريت را آغاز كرده و در طول اين سالها، مديركل مطالعات پيشگيري از جرم قوه قضائيه، نماينده قوه قضائيه در شوراي اجتماعي كشور و شوراي عالي جوانان، مديركل امور اجتماعي قوه قضائيه، مديركل روابط عمومي قوه قضائيه و رايزن فرهنگي ايران در كرواسي بوده است. اجمالاً آنكه سمتهاي اين «جوان» 33ساله، كمترين ارتباطي با دنياي رسانه و روزنامهنگاري و خبررساني ندارد.
البته شايد ايشان همچون برخي مديران در وزارت ارشاد، سابقه انتشار فصلنامهيي در روستای " هیچ آباد " را از افتخارات مطبوعاتي خود بداند و در پي انتشار اين خط نوشته، تكذيبيهيي براي روزنامه ارسال شود در رد آنكه او را بيگانه با دنياي رسانه و مطبوعات خواندهايم.
اما آنچه ما خبرنگاران در سالهاي دانشجويي- و بعدترها- در دوران كارآموزي- كه هنوز هم كارآموزيم- آموختيم، اين بود كه «روزنامهنگار، كسي است كه نوشتن خبر، دويدن دنبال سوژه گزارش، انجام مصاحبه و بيرون كشيدن جواب از زير زبان مصاحبهشونده را تجربه كرده باشد. نه يك بار. كه به دفعات.» اينكه ميگوييم معاون مطبوعاتي كمر به تحقير روزنامهنگاران ايران بسته، دقيقاً مستند و متكي به همين تعريف است كه در گذر زمان، اين تعريف هنوز از تحريف مصون مانده است. روزنامهنگار با هر گرايش فكري و عقيده و از هر مليت، به اين تعريف قائل است. اما معاون مطبوعاتي دولت دهم كه خود را عضو خانواده مطبوعات هم ميداند (كه ما فقط از سابقه انتشار ماهنامه «امامت» توسط ایشان باخبريم) ظاهراً با اين تعريف بيگانه است. كه اگر نبود، مديري را براي تاييد و نظارت بر فعاليت مطبوعاتيان منصوب نميكرد كه خبر را از گزارش و مصاحبه فرق نميگذارد...
از اين تحقيرها كه بر ما بسيار روا داشتهاند، روي سخنم، در اين چند خط پايان، با مديركل نوپاي مطبوعات داخلي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت دهم است: «آقاي احسان قاضيزاده؛ اينجانب- بنفشه سامگيس- متولد 1351، 14 سال و 9 ماه پيش- زماني كه شما تازه از دبيرستان فارغالتحصيل شده بوديد- وارد دنياي مطبوعات شدم و به عنوان كارآموز، نزد روزنامهنگاري؛ شاگردي كردم كه از بخت زمانه، فاميل ايشان با «شما» يكي است. اما آسمان استاد من «علياكبر قاضيزاده» رنگ ديگر دارد و آسمان شما كه سنتان كمتر از سابقه مطبوعاتي ايشان است رنگي ديگر.
آقاي احسان قاضيزاده؛ شما بنا بر اخبار رسمي، روز شنبه – 17 بهمن ماه 1388 - فعاليت رسمي خود را به عنوان مديركل مطبوعات داخلي وزارت ارشاد دولت دهم آغاز كرديد. من به زماني پيشتر از روز شنبه نقب ميزنم. آن روز كه معاون مطبوعاتي، به شما پيشنهاد اين مسووليت را داد. كاش فرصتي بود براي جواب به اين سوال من، كه هدفتان از پذيرفتن اين مسووليت چه بود؟
آقاي احسان قاضيزاده؛ شما از روز شنبه مسوول آن شديد كه بر پرونده روزنامهنگاران مهر تاييد يا ابطال بزنيد- اين يكي از مسووليتهاي شماست- بيشك، پروندههاي بيشماري را مرور خواهيد كرد؛ پرونده روزنامهنگاراني كه به اندازه سن شما سابقه فعاليت حرفهيي دارند. پرونده روزنامهنگاراني كه زماني كه شما در دبستان الفبا ياد ميگرفتيد و «برنامه كودك» دنياي شما بود، آنها در پس جبهههاي جنگ، از خون و حماسه، خبر و گزارش ارسال ميكردند. پرونده روزنامهنگاراني كه زماني كه شما محصل راهنمايي بوديد و سر برد و باخت فوتبال، با هممحليتان جدال ميكرديد، از شهرهاي جنگديده و مردم جنگزده گزارش تهيه ميكردند و همپاي مردم ميگريستند. و پرونده بسيار روزنامهنگاران ديگر...
اين روزنامهنگاران هنوز زندهاند و از بخت زمان، گذر تاييد پروندهشان به دست شما خواهد افتاد. فكر ميكنيد ميتوانيد بر پرونده اين «آدمها» امضا بيندازيد؟ چه به تاييد و چه به بطلان؟ مهر امضاي شما چه خواهد بود؟ «سيداحسان قاضيزاده- مديركل مطبوعات داخلي»؟
+ نوشته شده توسط بنفشه سام گيس در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 و ساعت
6 بعد از ظهر |